ديوان شمس› غزل ٢٦٦٩› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۶۹
- که مهمانان مثال چار فصلند تو اصل فصلهایی که جهانی
G2669:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 برفتیم ای عقیق لامکانی·ز شهر تو تو باید که بمانی
- 2 سفر کردیم چون استارگان ما·ز تو هم سوی تو که آسمانی
- 3 یکی صورت رود دیگر بیاید·به مهمانخانهات زیرا که جانی
- 4 که مهمانان مثال چار فصلند·تو اصل فصلهایی که جهانی
- 5 خیال خوب تو در سینه بردیم·شفق از آفتاب آمد نشانی
- 6 به پیشت ماند دل با ما نیامد·دل از تو کی رود چون دلستانی
- 7 سر دلها به زیر سایهات باد·که دلها را در این مرعا شبانی
- 8 فروریزید دندانهای گرگان·از آنگه که نمودی مهربانی
- 9 بهل تا بحر گوید قصه خویش·که تا باری ببینی قصه خوانی
ganjoor: sh2669 · public domain