ديوان شمس› غزل ٢٦٧٢› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۷۲
- بیامد جان که عذر عشق خواهد که عفوم کن که جان عذرهایی
G2672:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دلا در روزه مهمان خدایی·طعام آسمانی را سرایی
- 2 در این مه چون در دوزخ ببندی·هزاران در ز جنت برگشایی
- 3 نخواهد ماند این یخ زود بفروش·بیاموز از خدا این کدخدایی
- 4 برون کن خرقه کان زین چار رقعهست·ترابی آتشی آبی هوایی
- 5 برهنه کن تو جزو جان و بنما·ز خرقه گر به کل بیرون نیایی
- 6 بیامد جان که عذر عشق خواهد·که عفوم کن که جان عذرهایی
- 7 در این مه عذر ما بپذیر ای عشق·خطا کردیم ای ترک خطایی
- 8 به خنده گوید او دستت گرفتم·که میدانم که بس بیدست و پایی
- 9 تو را پرهیز فرمودم طبیبم·که تو رنجور این خوف و رجایی
- 10 بکن پرهیز تا شربت بسازم·که تا دور ابد باخود نیایی
- 11 خمش کردم که شرحش عشق گوید·که گفت او است جان را جان فزایی
ganjoor: sh2672 · public domain