ديوان شمس غزل ٢٦٧٨ بيت ٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۷۸

  1. کریمی گر ندادی ابر و باران یکی جرعه به گرد خوان نگشتی

G2678:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 اگر خورشید جاویدان نگشتی·درخت و رخت بازرگان نگشتی
  2. 2 دو دست کفشگر گر ساکنستی·همیشه گربه در انبان نگشتی
  3. 3 اگر نه عشوه‌های باد بودی·سر شاخ گل خندان نگشتی
  4. 4 چه گویم گر نبودی آن که دانی·به هر دم این نگشتی آن نگشتی
  5. 5 فلک چتر است و سلطان عقل کلی·نگشتی چتر اگر سلطان نگشتی
  6. 6 اگر آواز سرهنگان نبودی·نگشتی اختر و کیوان نگشتی
  7. 7 کریمی گر ندادی ابر و باران·یکی جرعه به گرد خوان نگشتی
  8. 8 درونت گر نبودی کیمیاگر·به هر دم خون و بلغم جان نگشتی
  9. 9 نهان از عالم ار نی عالمستی·دل تاریک تو میدان نگشتی
  10. 10 نهان دار این سخن را ز آنک زرها·اگر پنهان نبودی کان نگشتی

ganjoor: sh2678 · public domain