ديوان شمس› غزل ٢٦٨٠› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۸۰
- چه مایه رنجها دیدی تو هر روز تأمل کن از آن روزی که زادی
G2680:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چنین باشد چنین گوید منادی·که بیرنجی نبینی هیچ شادی
- 2 چه مایه رنجها دیدی تو هر روز·تأمل کن از آن روزی که زادی
- 3 چه خون از چشم و دلها برگشادهست·که تا تو چشم در عالم گشادی
- 4 خداوندا اگر آهن بدیدی·ز اول آن کشاکش کش تو دادی
- 5 ز بیم و ترس آهن آب گشتی·گدازیدی نپذرفتی جمادی
- 6 ولیک آن را نهان کردی ز آهن·به هر روز اندک اندک مینهادی
- 7 چو آهن گشت آیینه به آخر·بگفتا شکر ای سلطان هادی
ganjoor: sh2680 · public domain