ديوان شمس› غزل ٢٦٨٧› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۸۷
- بکن ای موسی جان خلع نعلین که اندر گلشن جان نیست خاری
G2687:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 صلا ای صوفیان کامروز باری·سماع است و وصال و عیش آری
- 2 بکن ای موسی جان خلع نعلین·که اندر گلشن جان نیست خاری
- 3 کبوترها سراسر باز گردند·که افتاد این شکاران را شکاری
- 4 شود سرهای مستان فارغ از درد·چو سر درکرد خمر بیخماری
- 5 بخور که ساعتی دیگر نبینی·ز مشرق تا به مغرب هوشیاری
- 6 برآور بینی و بوی دگر جوی·که این بینی است آن بو را مهاری
ganjoor: sh2687 · public domain