ديوان شمس غزل ٢٧٢٩ بيت ٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۲۹

  1. اما چون جان ز جا بجنبد آغاز کنند نوحه خوانی

G2729:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 با این همه مهر و مهربانی·دل می‌دهدت که خشم رانی
  2. 2 وین جمله شیشه خانه‌ها را·درهم شکنی به لن ترانی
  3. 3 در زلزله است دار دنیا·کز خانه تو رخت می‌کشانی
  4. 4 نالان تو صد هزار رنجور·بی تو نزیند هین تو دانی
  5. 5 دنیا چو شب و تو آفتابی·خلقان همه صورت و تو جانی
  6. 6 هر چند که غافلند از جان·در مکسبه و غم امانی
  7. 7 اما چون جان ز جا بجنبد·آغاز کنند نوحه خوانی
  8. 8 خورشید چو در کسوف آید·نی عیش بود نه شادمانی
  9. 9 تا هست از او به یاد نارند·ای وای چو او شود نهانی
  10. 10 ای رونق رزم و جان بازار·شیرینی خانه و دکانی
  11. 11 خاموش که گفت و گو حجابند·از بحر معلق معانی

ganjoor: sh2729 · public domain