ديوان شمس› غزل ٢٧٦١› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۶۱
- با دل گفتم چنین خوش استت دل نعره زنان که آری آری
G2761:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 در خون دلم رسید فتوی·از جمله مفتیان معنی
- 2 با خلق بگو که دور باشید·از زرق من و فسوس دعوی
- 3 با دل گفتم چنین خوش استت·دل نعره زنان که آری آری
- 4 برداشت ربابکی دل من·بنواخت که ما خوشیم یعنی
- 5 کان طعنه از این سوی وجود است·آن جا که منم کجاست طعنی
- 6 آن جا که منم چو من نگنجم·گنجد دگری بگو که نی نی
- 7 تا من باشی تو او نبینی·زیرا که شب است و چشم اعمی
- 8 تا چشم تو این بود چه بینی·در بتگه نفس نقش مانی
- 9 ای عاجز خویش رو به تبریز·در شمس الدین گریز باری
ganjoor: sh2761 · public domain