ديوان شمس غزل ٢٧٦٨ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۶۸

  1. گر بنده بگویمت روا نیست ترسم که بگویمت خدایی

G2768:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ساقی انصاف خوش لقایی·از جا رفتم تو از کجایی
  2. 2 گر بنده بگویمت روا نیست·ترسم که بگویمت خدایی
  3. 3 خاموش نمی‌هلی که باشم·راه گفتن نمی‌گشایی
  4. 4 می‌افشاری مرا چو انگور·معشوق نه‌ای مرا بلایی
  5. 5 گر چشم ببندم از تو کفر است·زیرا که تو نور می‌فزایی
  6. 6 ور بگشایم بگویی منگر·در ما تو بدیده هوایی

ganjoor: sh2768 · public domain