ديوان شمس› غزل ٢٧٧٦› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۷۶
- خود ببینی چونک بگشاید اجل چشمت ورا رو چو پشت سوسمار و تن سیه چون قیرکی
G2776:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی·حور را از دست داده از پی کمپیرکی
- 2 من گریبان میدرانم حیف میآید مرا·غمزه کمپیرکی زد بر جوانی تیرکی
- 3 پیرکی گنده دهانی بسته صد چنگ و جلب·سر فروکرده ز بامی تا درافتد زیرکی
- 4 کیست کمپیرک یکی سالوسک بیچاشنی·تو به تو همچون پیاز و گنده همچون سیرکی
- 5 میرکی گشته اسیر او گرو کرده کمر·او به پنهانی همیخندد که ابله میرکی
- 6 نی به بستان جمال او شکوفه تازهای·نی به پستان وفای آن سلیطه شیرکی
- 7 خود ببینی چونک بگشاید اجل چشمت ورا·رو چو پشت سوسمار و تن سیه چون قیرکی
- 8 نی خمش کن پند کم ده بند خواجه بس قوی است·میکشد زنجیر مهرش بیمدد زنجیرکی
ganjoor: sh2776 · public domain