ديوان شمس› غزل ٢٧٩٤› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۹۴
- ریش خندی میکند بر پند تاب عاشقی کی شود سرد آتشی از پند و جنگ و آشتی
G2794:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی·تا به پیش عاشقان بند و فسون برداشتی
- 2 گه مثال و رمز گویی گه صریح و آشکار·تخم را اندر زمین ریگ ما چون کاشتی
- 3 ای زمین ریگ شرمت نیست از انبار تخم·فارغی چون تخمها را تو عدم انگاشتی
- 4 ای زمین تخم گیر آخر توی هم اصل تخم·کز نتیجه خویش شاخ سنبلی افراشتی
- 5 چونک هر جزوی به غیر اصل خود پیوند نیست·تو چرا طیره شدی و پند و جنگ آغاشتی
- 6 ریش خندی میکند بر پند تاب عاشقی·کی شود سرد آتشی از پند و جنگ و آشتی
- 7 ماهتاب ار چه جهان گیرد تو در تبریز باش·در شعاع شمس دین زیرا که مرغ چاشتی
ganjoor: sh2794 · public domain