ديوان شمس غزل ٢٧٩٩ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۹۹

  1. دشمن اسلام زلف کافرت ما را بگفت دور شو گر مؤمنی و پیشم آ گر کافری

G2799:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بی‌گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری·آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری
  2. 2 منگر آخر سوی روزن سوی روی من نگر·تا ز روی من به روزن‌های غیبی بنگری
  3. 3 روی زرینم به هر سو شش جهت را لعل کرد·تا ز لعل تو بیاموزید رویم زرگری
  4. 4 شش‌جهت گوساله‌ای زرین و بانگش بانگ زر·گاوکان بر بانگ زر مستان سحر سامری
  5. 5 شیرگیرا گاو و گوساله به بانگ زر سپار·چونک شیر و شیرگیر جام صرف احمری
  6. 6 دشمن اسلام زلف کافرت ما را بگفت·دور شو گر مؤمنی و پیشم آ گر کافری
  7. 7 گفتمش این لاف‌ها از شمس تبریزیستت·گفت آری و برون آورد مِهر دلبری

ganjoor: sh2799 · public domain