ديوان شمس› غزل ٢٨٠٥› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۰۵
- صبحدم بر راه دیری راهبم همراه شد دیدمش هم درد خویش و دیدمش هم کارهای
G2805:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهای·چون به اصل اصل خویش آید چنین هر پارهای
- 2 هر طرف آید به دستش بیصراحی بادهای·هر طرف آید به چشمش دلبری عیارهای
- 3 دلبری که سنگ خارا گر ز لعلش بو برد·جان پذیرد سنگ خارا تا شود هشیارهای
- 4 باده دزدید از لبان دلبر من یک صفت·لاجرم در عشق آن لب جان شده میخوارهای
- 5 صبحدم بر راه دیری راهبم همراه شد·دیدمش هم درد خویش و دیدمش هم کارهای
- 6 یک صراحی پیشم آورد آن حریف نیک خو·گشت جانم زان صراحی بیخودی خمارهای
- 7 در میان بیخودی تبریز شمس الدین نمود·از پی بیچارگان سوی وصالش چارهای
ganjoor: sh2805 · public domain