ديوان شمس› غزل ٢٨١٢› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۱۲
- با کدامین دست بردی حادثات دهر را از جمال دلربایی آینه بستردهای
G2812:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای دهان آلوده جانی از کجا می خوردهای·و آن طرف کاین باده بودت از کجا ره بردهای
- 2 با کدامین چشم تو از ظلمتی بگذشتهای·با کدامین پای راه بیرهی بسپردهای
- 3 با کدامین دست بردی حادثات دهر را·از جمال دلربایی آینه بستردهای
- 4 نی هزاران بار خون خویشتن را ریختی·نی هزاران بار تو در زندگی خود مردهای
- 5 نی هزاران بار اندر کورههای امتحان·درگدازیدی چو مس و همچو مس بفسردهای
- 6 نی تو بر دریای آتش بال و پر را سوختی·نی تو بر پشت فلک پاهای خود افشردهای
- 7 چون از این ره هیچ گردی نیست بر نعلین تو·از ورای این همه تو چونک اهل پردهای
- 8 چشم بگشا سوی ما آخر جوابی بازگو·کز درون بحر دانش صافیی نی دردهای
- 9 گفت جانم کز عنایتهای مخدوم زمان·صدر شمس الدین تبریزی تو ره گم کردهای
- 10 گر یکی غمزه رساند مر تو را ای سنگ دل·از ورای این نشانها که به گفت آوردهای
- 11 بی علاج و حیلهها گر سنگ باشی در زمان·گوهری گردی از آن جنسی که تو نشمردهای
ganjoor: sh2812 · public domain