ديوان شمس› غزل ٢٨١٩› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۱۹
- وگر او چهره مستی به سر دست بخستی ز کجا عقل بجستی ز کجا نیک و بدستی
G2819:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 اگر او ماه منستی شب من روز شدستی·اگر او همرهمستی همه را راه زدستی
- 2 وگر او چهره مستی به سر دست بخستی·ز کجا عقل بجستی ز کجا نیک و بدستی
- 3 وگر او در صمدیت بنمودی احدیت·به خدا کوه احد هم خوش و مست احدستی
- 4 و اگر باغ نه مستی که در او میوه برستی·ز کجا میوه تازه به درون سبدستی
- 5 سبد گفت رها کن سوی آن باغ نهان شو·اگر این گفت نبودی نه مدد بر مددستی
ganjoor: sh2819 · public domain