ديوان شمس غزل ٢٨٦٥ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۶۵

  1. تو اگر نشکنی آن کت به سرشت او شکند چونک مرگت شکند کی گهر فرد شوی

G2865:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی·نزد سردان منشین کز دمشان سرد شوی
  2. 2 از رخ عشق بجو چیز دگر جز صورت·کار آن است که با عشق تو هم درد شوی
  3. 3 چون کلوخی به صفت تو به هوا برنپری·به هوا برشوی ار بشکنی و گرد شوی
  4. 4 تو اگر نشکنی آن کت به سرشت او شکند·چونک مرگت شکند کی گهر فرد شوی
  5. 5 برگ چون زرد شود بیخ ترش سبز کند·تو چرا قانعی از عشق کز او زرد شوی

ganjoor: sh2865 · public domain