ديوان شمس› غزل ٢٨٦٦› بيت ٩ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۶۶
- این همه ترس و نفاق و دودلی باری چیست نه که در سایه و در دولت این مولایی
G2866:9
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 گر گریزی به ملولی ز من سودایی·روکشان دست گزان جانب جان بازآیی
- 2 زین خیالی که کشان کرد تو را دست بکش·دست از او گر نکشی دست پشیمان خایی
- 3 رو بدو آر و بگو خواجه کجا میکشیم·کآسمان ماه ندیدهست بدین زیبایی
- 4 رایگان روی نمودهست غلط افتادی·باش تا در طلب و پویه جهان پیمایی
- 5 گنده پیر است جهان چادر نو پوشیده·از برون شیوه و غنج و ز درون رسوایی
- 6 چو بدان پیر روی بخت جوانت گوید·سرخر معده سگ رو که همان را شایی
- 7 لا یغرنک سد هوس عن رایی·کم قصور هدمت من عوج الا رآ
- 8 اشتهی انصح لکن لسانی قفلت·اننی انصح بالصمت علی الاخفا
- 9 این همه ترس و نفاق و دودلی باری چیست·نه که در سایه و در دولت این مولایی
- 10 بیم از آن میکندت تا برود بیم از تو·یار از آن میگزدت تا همه شکر خایی
- 11 شمس تبریز نه شمعی است که غایب گردد·شب چو شد روز چرا منتظر فردایی
ganjoor: sh2866 · public domain