ديوان شمس غزل ٢٨٧٦ بيت ٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۷۶

  1. دور از آبی تو چو روغن چو همه او نشوی چون شدی او پس از آن آب ز روغن گیری

G2876:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 شکنی شیشه مردم گرو از من گیری·همه شب عهد کنی روز شکستن گیری
  2. 2 شیری و شیرشکن کینه ز خرگوش مکش·قادری که شکنی شیر و تهمتن گیری
  3. 3 ای سلیمان که به فرمانت بود دیو و پری·بی گنه مور چرا بر سر خرمن گیری
  4. 4 ننگری هیچ غنی را و یکی عوری را·خوش گریبان کشی و گوشه دامن گیری
  5. 5 هین مترس ای دل از آن جور که مؤمن آن جاست·ای دل ار عاقلی آرام به مؤمن گیری
  6. 6 ترک یک قطره کنی ماهی دریا باشی·ترک یک حبه کنی ملکت مخزن گیری
  7. 7 دور از آبی تو چو روغن چو همه او نشوی·چون شدی او پس از آن آب ز روغن گیری
  8. 8 ننگ مردانی اگر او به جفا نیزه کشد·به سوی او نروی و پی جوشن گیری

ganjoor: sh2876 · public domain