ديوان شمس غزل ٢٩٠٤ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۰۴

  1. سوی شیران حمله بردی همچو شیر همچو روبه از میان بگریختی

G2904:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 عاقبت از عاشقان بگریختی·وز مصاف ای پهلوان بگریختی
  2. 2 سوی شیران حمله بردی همچو شیر·همچو روبه از میان بگریختی
  3. 3 قصد بام آسمان می‌داشتی·از میان نردبان بگریختی
  4. 4 تو چگونه دارویی هر درد را·کز صداع این و آن بگریختی
  5. 5 پس روی انبیا چون می‌کنی·چون ز تهدید خسان بگریختی
  6. 6 مرده رنگی و نداری زندگی·مرده باشی چون ز جان بگریختی
  7. 7 دستمزد شادمانی صبر توست·رو که وقت امتحان بگریختی
  8. 8 صبر می‌کن در حصار غم کنون·چون ز بانگ پاسبان بگریختی
  9. 9 کی ببینی چشم تیرانداز را·چون ز تیر خرکمان بگریختی
  10. 10 زخم تیغ و تیر چون خواهی کشید·چون تو از زخم زبان بگریختی
  11. 11 رو خمش کن بی‌نشانی خامشی است·پس چرا سوی نشان بگریختی

ganjoor: sh2904 · public domain