ديوان شمس غزل ٢٩١ بيت ٧ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۱

  1. شد ماه گواهِ من استاره سپاهِ من وز ناوکِ استاره‌ ای مه سپری امشب

G291:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای خواب! به جان تو! زحمت بِبَری امشب·وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب
  2. 2 هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس·ای خواب! در این مجلس تا درنپری امشب
  3. 3 امشب به جمال او پرورده شود دیده·ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری امشب
  4. 4 و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا·تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب
  5. 5 گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله·گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری امشب
  6. 6 با ماه که همخویم تا روز سخن گویم·کای مونس مشتاقان صاحب‌نظری امشب
  7. 7 شد ماه گواهِ من استاره سپاهِ من·وز ناوکِ استاره‌ ای مه سپری امشب

ganjoor: sh291 · public domain