ديوان شمس› غزل ٢٩١٧› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۱۷
- کار حق کن بار حق کش جز ز حق هیچ کس را کار و باری دیدهای
G2917:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هیچ خمری بیخماری دیدهای·هیچ گل بیزخم خاری دیدهای
- 2 در گلستان جهان آب و گل·بی خزانی نوبهاری دیدهای
- 3 چونک غم پیش آیدت در حق گریز·هیچ چون حق غمگساری دیدهای
- 4 کار حق کن بار حق کش جز ز حق·هیچ کس را کار و باری دیدهای
- 5 هیچ دل را بیصقال لطف او·در تجلی بیغباری دیدهای
- 6 بی جمال خوب دلدار قدیم·جز خیالی دل فشاری دیدهای
- 7 از نشاط صرف ناآمیخته·شرح ده ای دل تو باری دیدهای
- 8 در جهان صاف بیدرد و دغل·بی خطر ایمن مطاری دیدهای
- 9 چون سگ کهف آی در غار وفا·ای شکاری چون شکاری دیدهای
- 10 لب ببند و چشم عبرت برگشا·چونک دیده اعتباری دیدهای
- 11 شمس تبریزی بگیرد دست تو·گر ز چشم بد عثاری دیدهای
ganjoor: sh2917 · public domain