ديوان شمس› غزل ٢٩٢٤› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۲۴
- جان بسوز و سرمه کن خاکسترش تا نمانَد در دو عالم کورهای
G2924:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آه از عشق جمال حورهای·کو گرفت از عاشقانش دورهای
- 2 زندگیِ نوبهنو از کشتنش·صحتی تازه شد از رنجورهای
- 3 گر گهر داری ببین حال مرا·در تک دریا ز دریا دورهای
- 4 گفتم: ای عقلم کجایی؟ عقل گفت:·«چون شدم مِی، چون کنم انگورهای؟!»
- 5 جان بسوز و سرمه کن خاکسترش·تا نمانَد در دو عالم کورهای
- 6 تا کند جانهای بیجان در سماع·گرد آن شهد ازل زنبورهای
- 7 تا کند آن شمس تبریزی به حق·جمله ویرانهات را معمورهای
ganjoor: sh2924 · public domain