ديوان شمس› غزل ٢٩٣٦› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۳۶
- بنگر بدین درختان چون جمع نیکبختان شادند ای بنفشه از غم چرا خمیدی
G2936:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی·چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی
- 2 خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی·همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی
- 3 ای فضل خوش چو جانی وز دیدهها نهانی·اندر اثر پدیدی در ذات ناپدیدی
- 4 ای گل چرا نخندی کز هجر بازرستی·ای ابر چون نگریی کز یار خود بریدی
- 5 ای گل چمن بیارا میخند آشکارا·زیرا سه ماه پنهان در خار میدویدی
- 6 ای باغ خوش بپرور این نورسیدگان را·کاحوال آمدنشان از رعد میشنیدی
- 7 ای باد شاخهها را در رقص اندرآور·بر یاد آن که روزی بر وصل میوزیدی
- 8 بنگر بدین درختان چون جمع نیکبختان·شادند ای بنفشه از غم چرا خمیدی
- 9 سوسن به غنچه گوید هر چند بسته چشمی·چشمت گشاده گردد کز بخت در مزیدی
ganjoor: sh2936 · public domain