ديوان شمس› غزل ٢٩٤١ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G2941 · ١١ بيتًا
غزل شمارهٔ ۲۹۴۱
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G2941:1 ای گوهر خدایی آیینه معانیهر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی
- G2941:2 عرش از خدای پرسد کاین تاب کیست بر منفرمایدش ز غیرت کاین تاب را ندانی
- G2941:3 از غیرت الهی در عرش حیرت افتدزیرا ز غیرت آمد پیغام لن ترانی
- G2941:4 زان تاب اگر شعاعی بر آسمان رسیدیاز آسمان نمودی صد ماه آسمانی
- G2941:5 اندر جمال هر مه لطف ازل نمودیهر عاشقی بدیدی مقصودهای جانی
- G2941:6 در راه رهروان را رنج و طلب نبودیخوف فنا نبودی اندر جهان فانی
- G2941:7 یک بار دردمیدی تا جان گرفت قالبدردم تو بار دیگر تا جان شود عیانی
- G2941:8 از یک شعاع رویت چون لامکان مکان شدهم برق تو رساند او را به لامکانی
- G2941:9 انگشتری لعلت بر نقد عرضه فرماتا نعرهها برآید از لعلهای کانی
- G2941:10 یک جام مان بدادی تا رختها گرو شدجامی دگر از آن می هم چاره کن تو دانی
- G2941:11 جانی رسید ما را از شمس حق تبریزکان جان همینماید در غیب دلستانی
ganjoor: sh2941 · public domain