ديوان شمس› غزل ٢٩٤٥› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۴۵
- داوود را فریبی در دام ملک و دولت و ایوب را دگرگون اندر بلا فریبی
G2945:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای حیلههات شیرین تا کی مرا فریبی·آن را که ملک کردی دیگر چرا فریبی
- 2 اما چو جمله عالم ملک تو است کلی·بیرون ز ملکت خود دیگر که را فریبی
- 3 داوود را فریبی در دام ملک و دولت·و ایوب را دگرگون اندر بلا فریبی
- 4 آن را به دانه بردی وین را به دام بردی·آن دام دانه شد چون تو خوش لقا فریبی
- 5 فرعون عالمی را بفریبد و نداند·کان خاین دغا را هم در دغا فریبی
- 6 ای کمترین فریبت صد خونبهای صیدان·ای پربها که او را تو بیبها فریبی
- 7 ای دل خدا کسی را دانی چه سان فریبد·آخر تو جملگان را خود از خدا فریبی
ganjoor: sh2945 · public domain