ديوان شمس› غزل ٢٩٤٧› بيت ٧ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۴۷
- تبریز شمس دین را خدمت رسان ز مستان سجده کن و بگویش اوحشت یا فؤادی
G2947:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی·چندین قدح بخوردی جامی به من ندادی
- 2 تو از شراب مستی من هم ز بوی مستم·بو نیز نیست اندک در بزم کیقبادی
- 3 بسیار عاشقان را کشتی تو بیگناهی·در رنج و غم نکشتی کشتی ز ذوق و شادی
- 4 ای تو گشاد عالم ای تو مراد آدم·خانه چرا گرفتی در کوی بیمرادی
- 5 زیرا چراغ روشن در ظلمت شب آید·درمان به درد آید این است اوستادی
- 6 بستی زبان و گوشم تا جز غمت ننوشم·نی نکته عمیدی نی گفته عمادی
- 7 تبریز شمس دین را خدمت رسان ز مستان·سجده کن و بگویش اوحشت یا فؤادی
ganjoor: sh2947 · public domain