ديوان شمس› غزل ٢٩٤٩› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۴۹
- از دود گر گذشتی جان عین نور گشتی جان شمع و تن چو طشتی جان آب و تن چو رودی
G2949:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی·یک هست نیست رنگی کز او است هر وجودی
- 2 هستی ز غیب رسته بر غیب پرده بسته·و آن غیب همچو آتش در پردههای دودی
- 3 دود ار چه زاد ز آتش هم دود شد حجابش·بگذر ز دود هستی کز دود نیست سودی
- 4 از دود گر گذشتی جان عین نور گشتی·جان شمع و تن چو طشتی جان آب و تن چو رودی
- 5 گر گرد پست شستی قرص فلک شکستی·در نیست برشکستی بر هستها فزودی
- 6 بشکستی از نری او سد سکندری او·ز افرشته و پری او روبندها گشودی
- 7 ملکش شدی مهیا از عرش تا ثریا·از زیر هفت دریا در بقا ربودی
- 8 رفتی لطیف و خرم زان سو ز خشک و از نم·در عشق گشته محرم با شاهدی به سودی
- 9 تبریز شمس دینی گر داردش امینی·با دیده یقینی در غیب وانمودی
ganjoor: sh2949 · public domain