ديوان شمس› غزل ٢٩٦٢› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۶۲
- یا سیدی و روحی حمت فلم تعدنی یا صحتی شفایی لم تستمع حنینی
G2962:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی·رنجور و ناتوانم نایی مرا ببینی
- 2 دیدی که سخت زردم پنداشتی که مردم·آخر چگونه میرد آنک تواش قرینی
- 3 یا سیدی و روحی حمت فلم تعدنی·یا صحتی شفایی لم تستمع حنینی
- 4 بس احتراز کردم صبر دراز کردم·امروز ناز کردم با اصل نازنینی
- 5 امشب چو مه برآید داوود جان بیاید·ای رنج موم گردی گر برج آهنینی
- 6 شب بنده را بپرسد وز بیگهی نترسد·شب نیز مست گردد بینقل و ساتکینی
- 7 ای ناله چند ناله افزونتری ز ژاله·بر بنده کمینه تو نیز در کمینی
ganjoor: sh2962 · public domain