ديوان شمس› غزل ٢٩٦٦› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۶۶
- گر چشم رفت خوابش از عاشقی و تابش بر ما بود جوابش ای جان مرتضایی
G2966:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هر چند بیگه آیی بیگاه خیز مایی·ای خواجه خانه بازآ بیگاه شد کجایی
- 2 برگ قفس نداری جز ما هوس نداری·یکتا چو کس نداری برخیز از دوتایی
- 3 جان را به عشق واده دل بر وفای ما نه·در ما روی تو را به کز خویشتن برآیی
- 4 بگذر ز خشک و از تر بازآ به خانه زوتر·از جمله باوفاتر آخر چه بیوفایی
- 5 لطفت به کس نماند قدر تو کس نداند·عشقت به ما کشاند زیرا به ما تو شایی
- 6 گر چشم رفت خوابش از عاشقی و تابش·بر ما بود جوابش ای جان مرتضایی
- 7 گر شاه شمس تبریز پنهان شود به استیز·در عشق او تو جان بیز تا جان شوی بقایی
ganjoor: sh2966 · public domain