ديوان شمس غزل ٢٩٧٧ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۷۷

  1. از بر و بحر بگذر و بر کوه قاف رو بر خشک و بر تری منشین زین دو برتری

G2977:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 هر روز بامداد درآید یکی پری·بیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری
  2. 2 گر عاشقی نیابی مانند من بتی·ور تاجری کجاست چو من گرم مشتری
  3. 3 ور عارفی حقیقت معروف جان منم·ور کاهلی چنان شوی از من که برپری
  4. 4 ور حس فاسدی دهمت نور مصطفی·ور مس کاسدی کنمت زر جعفری
  5. 5 محتاج روی مایی گر پشت عالمی·محتاج آفتابی گر صبح انوری
  6. 6 از بر و بحر بگذر و بر کوه قاف رو·بر خشک و بر تری منشین زین دو برتری
  7. 7 ای دل اگر دلی دل از آن یار درمدزد·وی سر اگر سری مکن این سجده سرسری
  8. 8 چون اسب می‌گریزی و من بر توام سوار·مگریز از او که بر تو بود کان بود خری
  9. 9 صد حیله گر تراشی و صد شهر اگر روی·قربان عید خنجر الله اکبری
  10. 10 خاموش اگر چه بحر دهد در بی‌دریغ·لیکن مباح نیست که من رام یشتری

ganjoor: sh2977 · public domain