ديوان شمس› غزل ٢٩٨٠› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۸۰
- رو رو ورق بگردان ای عشق بینشان بر یک ورق قرار نمایی نشان شوی
G2980:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی·اندر جهان مرده درآیی و جان شوی
- 2 اندر دو چشم کور درآیی نظر دهی·و اندر دهان گنگ درآیی زبان شوی
- 3 در دیو زشت درروی و یوسفش کنی·و اندر نهاد گرگ درآیی شبان شوی
- 4 هر روز سر برآری از چارطاق نو·چون رو بدان کنند از آن جا نهان شوی
- 5 گاهی چو بوی گل مدد مغزها شوی·گاهی انیس دیده شوی گلستان شوی
- 6 فرزین کژروی و رخ راست رو شها·در لعب کس نداند تا خود چه سان شوی
- 7 رو رو ورق بگردان ای عشق بینشان·بر یک ورق قرار نمایی نشان شوی
- 8 در عدل دوست محو شو ای دل به وقت غم·هم محو لطف او شو چون شادمان شوی
- 9 آبی که محو کل شد او نیز کل شود·هم تو صفات پاک شوی گر چنان شوی
- 10 آن بانگ چنگ را چو هوا هر طرف بری·و آن سوز قهر را تو گوا چون دخان شوی
- 11 ای عشق این همه بشوی و تو پاک از این·بی صورتی چو خشم اگر چه سنان شوی
- 12 این دم خموش کردهای و من خمش کنم·آنگه بیان کنم که تو نطق و بیان شوی
ganjoor: sh2980 · public domain