ديوان شمس› غزل ٢٩٨٦› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۸۶
- از بیم آتش تو زبان را ببستهایم تا خود چه آتشی تو و یا چه زبانهای
G2986:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای·یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
- 2 از بیم آتش تو زبان را ببستهایم·تا خود چه آتشی تو و یا چه زبانهای
- 3 هر دم خرابیی است ز تو شهر عقل را·باد چراغ عقلی و باده مغانهای
- 4 یا دوست دوستی تو و یا نیک دشمنی·یا در میان هر دو تو شکل میانهای
- 5 گویند عاقلان دم عاشق فسانهای است·شب روز کن چرایی اگر تو فسانهای
- 6 ای آنک خوبی تو نشانید فتنهها·عشق تو است فتنه و تو خود نشانهای
- 7 ای شاه شاه و مفخر تبریز شمس دین·نور زمینیان و جمال زمانهای
ganjoor: sh2986 · public domain