ديوان شمس غزل ٢٩٩٣ بيت ١٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۹۳

  1. سختی کشان ز گردش این چرخ در غم اند بر رغم جمله چرخه دوار می‌کشی

G2993:12

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 شاها بکش قطار که شهوار می‌کشی·دامان ما گرفته به گلزار می‌کشی
  2. 2 قطار اشتران همه مستند و کف زنان·بویی ببرده‌اند که قطار می‌کشی
  3. 3 هر اشتری میانه زنجیر می‌گزد·چون شهد و چون شکر که سوی یار می‌کشی
  4. 4 آن چشم‌های مست به چشمت که ساقی است·گویند خوش بکش که به دیدار می‌کشی
  5. 5 ما کشت تو بدیم درودی به داس عشق·کردی ز که جدا و به انبار می‌کشی
  6. 6 سکسک بدیم و توسن و در راه صدق لنگ·رهوار از آن شدیم که رهوار می‌کشی
  7. 7 هر چند سال‌ها ز چمن گل بچیده‌ایم·ناگه ز چشم بد به ره خار می‌کشی
  8. 8 ما کی غلط کنیم به هر سو کشی بکش·هر سو کشی به عشرت بسیار می‌کشی
  9. 9 شاهان کشند بنده بد را به انتقام·تو جانب کرامت و ایثار می‌کشی
  10. 10 زین لطف مجرمان را گستاخ کرده‌ای·دزدان دار را خوش و بی‌دار می‌کشی
  11. 11 هر تخمه و ملول همی‌گویدم خموش·تو کرده‌ای ستیزه به گفتار می‌کشی
  12. 12 سختی کشان ز گردش این چرخ در غم اند·بر رغم جمله چرخه دوار می‌کشی
  13. 13 ای شاه شمس مفخر تبریز نور حق·تو نور نور ندره به اقطار می‌کشی

ganjoor: sh2993 · public domain