ديوان شمس› غزل ٣٠٢٥› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۲۵
- مست دگر بادهای کاحمق و بس سادهای دل چه بدو دادهای رو که نیاسودهای
G3025:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 جای دگر بودهای زانک تهی رودهای·آب دگر خوردهای زانک گل آلودهای
- 2 مست دگر بادهای کاحمق و بس سادهای·دل چه بدو دادهای رو که نیاسودهای
- 3 گنج روان در دلت بر سر گنج این گلت·گیرم بیدیدهای آخر نشنودهای
- 4 چیست سپیدی چشم از اثر نفس و خشم·چون پی دارو ز یشم سرمه دهی سودهای
- 5 از نظر لم یزل دارد جانت تگل·پرتو خورشید را تو به گل اندودهای
- 6 گنج دلت سر به مهر وین جگرت کان مهر·ای تو شکم خوار چند در هوس رودهای
- 7 از اثر شمس دینست این تبش عشق تو·وز تبریزست این بخت که پروردهای
ganjoor: sh3025 · public domain