ديوان شمس غزل ٣٠٨٦ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۸۶

  1. ز ابتدای جهان تا به انتهای جهان کسی ندید چنین بی‌هشی و هشیاری

G3086:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 شبی که دررسد از عشق پیک بیداری·بگیرد از سر عشاق خواب بیزاری
  2. 2 ستاره سجده کند ماه و زهره حال آرد·رها کن خرد و عقل سیر و رهواری
  3. 3 زهی شبی که چنان نجم در طلوع آید·به روز روشن بدهد صفات ستاری
  4. 4 ز ابتدای جهان تا به انتهای جهان·کسی ندید چنین بی‌هشی و هشیاری
  5. 5 تو خواه برجه و خواهی فروجه این نبود·کی زهره دارد با آفتاب سیاری
  6. 6 طمع مدار که امشب بر تو آید خواب·که برنشست به سیران خدیو بیداری

ganjoor: sh3086 · public domain