ديوان شمس غزل ٣١٠٨ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۰۸

  1. نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنم به درد خستهٔ خارم، تو نیز می‌دانی

G3108:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی·طمع به وصل تو دارم، تو نیز می‌دانی
  2. 2 چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت·نماند صبر و قرارم، تو نیز می‌دانی
  3. 3 نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنم·به درد خستهٔ خارم، تو نیز می‌دانی
  4. 4 به ناله باز سپیدم به سان فاخته شد·به کوهسار چو سارم، تو نیز می‌دانی
  5. 5 انار بودم خندان، بر آن عقیق لبت·کنون چو شعلهٔ نارم، تو نیز می‌دانی
  6. 6 انار عشق تو بوده‌ست شمس تبریزی·که برد بر سر دارم، تو نیز می‌دانی

ganjoor: sh3108 · public domain