ديوان شمس› غزل ٣١٠٩› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۰۹
- پوستها را رنگها، مغزها را ذوقها پوستها با مغزها کی کند هم مذهبی؟»
G3109:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی·نیمشب بر بام مایی، تا کرمی طلبی
- 2 گه سیهپوش و عصا، که منم کالویروس·گه عمامه و نیزهٔ که غریبم عربی
- 3 هرچه هستی ای امیر، سخت مستی شیرگیر·هر زبان خواهی بگو، خسروا شیرین لبی
- 4 ارتمی آغاپسو، کایکاپر ترا·نور حقی یا حقی، یا فرشته یا نبی
- 5 چون غم دل میخورم، رحم بر دل میبرم·کای دل مسکین چرا در چنین تاب و تبی
- 6 دل همیگوید که:« تو از کجا من از کجا·من دلم تو قالبی، رو همیکن قالبی
- 7 پوستها را رنگها، مغزها را ذوقها·پوستها با مغزها کی کند هم مذهبی؟»
- 8 کالی میرا لییری، پوستن کالاستن·شب شما را روز شد، نیست شبها را شبی
- 9 اشکلفیس چلپی، انپا پیسوایلادو·سردهی کن لحظهٔ، زانک شیرین مشربی
- 10 من خمش کردم، مرا بیزبان تعلیم ده·آنچ ازو لرزد دل مشرقی و مغربی
ganjoor: sh3109 · public domain