ديوان شمس غزل ٣١١ بيت ٤ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۱

  1. چونک نخواهی رهید از دم هر گول گیر خاک کسی شو کز او چاره ندارد قلوب

G311:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب·دست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب
  2. 2 مسخره باد گشت هر چه درختست و کشت·و آنچ کشد سر ز باد خار بود خشک و چوب
  3. 3 هر چه ز اجزای تو رو ننهد سر کشد·پای بزن بر سرش هین سر و پایش بکوب
  4. 4 چونک نخواهی رهید از دم هر گول گیر·خاک کسی شو کز او چاره ندارد قلوب

ganjoor: sh311 · public domain