ديوان شمس› غزل ٣١٢٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G3124 · ٩ بيتًا
غزل شمارهٔ ۳۱۲۴
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G3124:1 چو عشقش برآرد سر از بیقراریتو را کی گذارد که سر را بخاری
- G3124:2 کجا کار ماند تو را در دو عالمچو از عشق خوردی یکی جام کاری
- G3124:3 من از زخم عشقش چو چنگی شدستمتهی نیست در من به جز بانگ و زاری
- G3124:4 ز چنگی تو ای چنگ تا چند نالینه کت مینوازد نه اندر کناری
- G3124:5 تو خواهی که پوشی بدین ناله خود راتو حیلت رها کن تو داری تو داری
- G3124:6 گر آن گل نچیدی چه بویست این بوگر آن می نخوردی چرا در خماری
- G3124:7 گلستان جانها به روی تو خنددکه مر باغ جان را دو صد نوبهاری
- G3124:8 خیالت چو جامست و عشق تو چون میزهی میزهی میزهی خوشگواری
- G3124:9 تو ای شمس تبریز در شرح ناییبجز آن که یا رب چه یاری چه یاری
ganjoor: sh3124 · public domain