ديوان شمس› غزل ٣١٣٥› بيت ٩ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۳۵
- بنمای جان را قولنجیان را تنهاروی کن رسم همایی
G3135:9
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 با چرخ گردان تیره هوایی·دارد همیشه قصد جدایی
- 2 هذا محمد قتلی تغمد·انا معود حمد الجفایی
- 3 هذا حبیبی هذا طبیبی·هذا ادیبی هذا دوایی
- 4 هذا مرادی هذا فؤادی·هذا عمادی هذا لوایی
- 5 پر کن سبویی بیگفت و گویی·باهای و هویی گر یار مایی
- 6 هان ای صفورا بشکن سبو را·مفکن عمو را در بینوایی
- 7 گر شد سبویی داریم جویی·در شهره کویی تو گر سقایی
- 8 این عیش باقی نبود گزافی·بی پر نپرد مرغ هوایی
- 9 بنمای جان را قولنجیان را·تنهاروی کن رسم همایی
- 10 از بهر حس شان جسم نجس شان·ز ایشان چه خیزد گند گدایی
- 11 زین رز برون بر گنده بغل را·پهلوی نعنع کن گندنایی
- 12 بسیار کوشی تا دل بپوشی·هر جزوت این جا بدهد گوایی
- 13 ننوشته خواند ناگفته داند·تو سخت رویی بس بیحیایی
- 14 چون نیست رختت چون نیست بختت·ز آن روی سختت ناید کیایی
- 15 جنس سگانی وغ وغ کنانی·میگرد در کو در خانه نایی
- 16 در خانه بلبل داریم صلصل·کز سگ نیاید زیبانوایی
- 17 نک بلبل حر نک بلبله پر·برخیز سنقر تا چند پایی
- 18 عمری چو نوحی یاری چو روحی·گاهی غدایی گاهی عشایی
- 19 نوشیست و مینوش وز گفت خاموش·وین طبل کم زن بس ای مرایی
ganjoor: sh3135 · public domain