ديوان شمس› غزل ٣١٥› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۵
- عقل شد گوشهای و میگوید عقل اگر آن تست هین دریاب
G315:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چشمها وا نمیشود از خواب·چشم بگشا و جمع را دریاب
- 2 بنگر آخر که بیقرار شدست·چشم در چشم خانه چون سیماب
- 3 گشت شب دیر و خلق افتادند·چون ستاره میانه مهتاب
- 4 هم سیاهی و هم سپیدی چشم·از می خواب هر دو گشت خراب
- 5 جمله اندیشهها چو برگ بریخت·گرد بنشست بر همه اسباب
- 6 عقل شد گوشهای و میگوید·عقل اگر آن تست هین دریاب
- 7 بنگی شب نگر که چون دادست·جمله خلق را از این بنگاب
- 8 چشم در عین و غین افتادست·کار بگذشت از سؤال و جواب
- 9 آن سواران تیزاندیشه·همه ماندند چون خران به خلاب
ganjoor: sh315 · public domain