ديوان شمس غزل ٣١٥٠ بيت ٧ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۵۰

  1. زهر باده شود چو جام توی ظلم احسان شود چو داد توی

G3150:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 من مرید توَم مراد توی·من غلامم چو کیقباد توی
  2. 2 دل مرید تو و تو را خواهد·کاین در بسته را گشاد توی
  3. 3 خاک پای توام ولی امروز·گردم اندر هوا که باد توی
  4. 4 زهد من می جهاد من ساغر·چو مرا زهد و اجتهاد توی
  5. 5 گرچه من بدنهاد و بدگهرم·شاکرم چون در این نهاد توی
  6. 6 ور نهادی که تو کنی برداشت·خوش بود چون همه مراد توی
  7. 7 زهر باده شود چو جام توی·ظلم احسان شود چو داد توی
  8. 8 بس کنم ذکر تو نگویم بیش·ذکر هر ذکر و یاد یاد توی

ganjoor: sh3150 · public domain