ديوان شمس› غزل ٣١٥٨› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۵۸
- نقش را کار نیست پیش قلم آن قلم را چه حاجت از یاری؟
G3158:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 رو، مسلم تراست بیکاری·چونک اندر عنایت یاری
- 2 نقش را کار نیست پیش قلم·آن قلم را چه حاجت از یاری؟
- 3 همچو بت باش پیش آن بتگر·که همه نقش و رنگ ازو داری
- 4 گر بپرسد، چه صورتت باید؟·گو: « همان صورتی که بنگاری »
- 5 گر مرا تن کنی، تو جان منی·ور مرا دل کنی، تو دلداری
- 6 لطف گل، خار را تو میبخشی·چه کند شاخ خار، جز خاری؟
- 7 باده ده، باده خواهمان کردی·که حرامست با تو هشیاری
ganjoor: sh3158 · public domain