ديوان شمس غزل ٣١٧٥ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۷۵

  1. گر نبدی غیرت آن آفتاب ذره به ذره همه ساقیستی

G3175:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 کار به پیری و جوانیستی·پیر بمردی و جوان زیستی
  2. 2 بانگ خر نفست اگر کم شدی·دعوت عقل تو مسیحیستی
  3. 3 گر نبدی خندهٔ صبح کذوب·هیچ دلی زار بنگریستی
  4. 4 گر بت جان روی نمودی به ما·جملهٔ ذرات چو ما نیستی
  5. 5 گر توی تو نفسی کاستی·همچو تو اندر دو جهان کیستی؟!
  6. 6 گر نبدی غیرت آن آفتاب·ذره به ذره همه ساقیستی
  7. 7 دانه من از کاه جدا کردمی·گر کفه را هیچ تناهیستی
  8. 8 مار اگر آب وفا یافتی·در دل آن بحر چو ماهیستی

ganjoor: sh3175 · public domain