ديوان شمس› غزل ٣١٧٩› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۷۹
- مست میی نمیشوم، جز ز شراب اولین ده قدحی، چه کم شود از خم فضل ایزدی؟
G3179:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 این طریق دارهم یا سندی و سیدی·اهد الی وصالهم، ذبت منالتباعد
- 2 ای که به قصد نیمشب بسته نقاب آمدی·آن همه حسن و نیکوی نست مناسب بدی
- 3 یافئتی فدیتکم فی امل اتیتکم·قد قطعت وسایلی حیلة قول حاسد
- 4 جان شهان و حاجبان! چشم و چراغ طالبان·بیتو ز جان و جا شدم، تو ز برم کجا شدی؟
- 5 یا ملک الا یا من، یا شرف الاماکن·جتک کی تعیذنی، سطوة کل معتدی
- 6 یار سرور و دولتم، خواجهٔ هر سعادتم·لیک تو با همه جفا خوشتر ازین همه بدی
- 7 رحمتکم محیطة، رافتکم بسیطة·سادتنا، تقبلو توبة کل عابد
- 8 مست میی نمیشوم، جز ز شراب اولین·ده قدحی، چه کم شود از خم فضل ایزدی؟
- 9 طلعتکم بدورنا، بهجتنا و نورنا·ظل خیال طیفکم دولة کل ماجد
- 10 ای دل خسته هان و هان، تا نرمی ز سرخوشان·پا نکشی ز عاشقان، ورنه جهود و مرتدی
- 11 قبلتنا خیالهم لذتنا دلالهم·یا سندی، جمالهم فتنة کل زاهد
- 12 قدر وصالشان بدان یاد کن، آنک پیش ازین·همچو زنان تعزیت بر سر و رو همی زدی
- 13 خادعنی و غرنی، هیجنی و جرنی·نور هلال وصلکم من افق مشید
- 14 ای دل مست جستوجو، صورت عشق را بگو·«بر دو جهان خروج کن، هرچه کنی مؤیدی »
ganjoor: sh3179 · public domain