ديوان شمس غزل ٣١٨١ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۸۱

  1. لو تمزجها بالدم، من ادمع اجفانی یزداد لها صبغ فی احمر القانی

G3181:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی·فالقهوة من شرطی، لاالتوبة من شانی
  2. 2 ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی·آن جام سفالین کو؟ وان راوق ریحانی
  3. 3 لو تمزجها بالدم، من ادمع اجفانی·یزداد لها صبغ فی احمر القانی
  4. 4 صف‌های پری‌رویان، در بزم سلیمانی·با نغمهٔ داودی، مرغ خوش الحانی
  5. 5 یا یوسف عللنی، لو لامک اخوانی·کم من علل یشفی، من علة احزانی
  6. 6 شو گوش خرد برکش، چون طفل دبستانی·تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی
  7. 7 اقبلت علی وصلی، راحلت لهجرانی·این القدم الاول؟ این‌النظر الثانی

ganjoor: sh3181 · public domain