ديوان شمس› غزل ٣٤٤› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۴۴
- اگر چه خضر سیرآب حیاتست به لعلت آرزومند عظیمست
G344:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 به جان تو که سوگند عظیمست·که جانم بیتو دربند عظیمست
- 2 اگر چه خضر سیرآب حیاتست·به لعلت آرزومند عظیمست
- 3 سخنها دارم از تو با تو بسیار·ولی خاموشیم پند عظیمست
- 4 هر آن کز بیم تو خاموش باشد·اگر چه خر خردمند عظیمست
- 5 هر آن کس کو هنر را ترک گوید·ز بهر تو هنرمند عظیمست
- 6 فکندم خویش را چون سایه پیشت·فکندن پیشت افکند عظیمست
- 7 که بغداد تو را داد بزرگست·سمرقند تو را قند عظیمست
- 8 حریصم کرد طمع داد قندت·اگر چه بنده خرسند عظیمست
- 9 بریدستی مرا از خویش و پیوند·که دل را با تو پیوند عظیمست
- 10 خمش کن همچو عشق ای زاده عشق·اگر چه گفت فرزند عظیمست
- 11 رکاب شمس تبریزی گرفتم·که زین شمس زرکند عظیمست
ganjoor: sh344 · public domain