ديوان شمس› غزل ٣٤٩› بيت ٥ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۴۹
- وجودش گر چه یک پارهست چون کوه سخا اش مرده است و لخت لخت است
G349:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 مبر رنج ای برادر خواجه سخت است·به وقت داد و بخشش شوربخت است
- 2 اگر چه باغ را نیمی گرفته است·ولیکن سخت بیمیوه درخت است
- 3 گشاده ابروست و بسته کیسه·مشو غره که او را سیم و رخت است
- 4 دو دستش را به تخته دوختستند·چه سود ار خواجه بر بالای تخت است
- 5 وجودش گر چه یک پارهست چون کوه·سخا اش مرده است و لخت لخت است
ganjoor: sh349 · public domain