ديوان شمس› غزل ٣٥٢› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۵۲
- هلا در خواب کن اوباش تن را که گوهرهای جانی جمله سفتهست
G352:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چو با ما یار ما امروز جفتست·بگویم آنچ هرگز کس نگفتهست
- 2 همه مستند این جا محرمانند·میندیش از کسی غماز خفتهست
- 3 خزان خفت و بهاران گشت بیدار·نمیبینی درخت و گل شکفتهست
- 4 اگر یک روز باقی باشد از دی·زمین لب بسته است و گل نهفتهست
- 5 هلا در خواب کن اوباش تن را·که گوهرهای جانی جمله سفتهست
- 6 خمش کن زردهی زان در نیابی·وگر محرم شوی بستان که مفتست
ganjoor: sh352 · public domain