ديوان شمس› غزل ٣٦٥› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۶۵
- زیرا قفسیست این زمانه بیرون همه کوه قاف و عنقاست
G365:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 میدان که زمانه نقش سوداست·بیرون ز زمانه صورت ماست
- 2 زیرا قفسیست این زمانه·بیرون همه کوه قاف و عنقاست
- 3 جوییست جهان و ما برونیم·بر جوی فتاده سایه ماست
- 4 این جا سر نکتهایست مشکل·این جا نبود ولیکن این جاست
- 5 جز در رخ جان مخند ای دل·بی او همه خنده گریه افزاست
- 6 آن دل نبود که باشد او تنگ·زان روی که دل فراخ پهناست
- 7 دل غم نخورد غذاش غم نیست·طوطیست دل و عجب شکرخاست
- 8 مانند درخت سر قدم ساز·زیرا که ره تو زیر و بالاست
- 9 شاخ ار چه نظر به بیخ دارد·کان قوت مغز او هم از پاست
ganjoor: sh365 · public domain