ديوان شمس› غزل ٣٦٨› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۶۸
- در ذات تو کی رسند جانها چون غرقه شدند در صفاتت
G368:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 گویم سخن شکرنباتت·یا قصه چشمه حیاتت
- 2 رخ بر رخ من نهی بگویم·کز بهر چه شاه کرد ماتت
- 3 در خرمنت آتشی درانداخت·کز خرمن خود دهد زکاتت
- 4 سرسبز کند چو تره زارت·تا بازخرد ز ترهاتت
- 5 در آتش عشق چون خلیلی·خوش باش که میدهد نجاتت
- 6 عقلت شب قدر دید و صد عید·کز عشق دریده شد براتت
- 7 سوگند به سایه لطیفت·سوگند نمیخورم به ذاتت
- 8 در ذات تو کی رسند جانها·چون غرقه شدند در صفاتت
- 9 چون جوی روان و ساجدت کرد·تا پاک کند ز سیئاتت
- 10 از هر جهتی تو را بلا داد·تا بازکشد به بیجهاتت
- 11 گفتی که خمش کنم نکردی·میخندد عشق بر ثباتت
ganjoor: sh368 · public domain